دسته‌ها
پلان‌های انکشاف شهری

پلانگذاری استراتژیک شهری

یک تحول اساسی در عرصه نظام پلانگذاری و مدیریت شهری در دهه‌های اخیرِ قرن بیستم اتفاق افتاد؛ که در آن، سلطه‌ی فکری و عملی ماستر پلان (طرح جامعِ) شهری اندک اندک تضعیف و نهایتاً از میان برداشته شد. یکی از پلان‌های که جایگزین آن شد، پلانگذاری استراتژیک شهری می‌باشد.

 •••

خلاصه

یک. فهمیده شد که راه‌حلِ ماستر پلان برای مدیریت شهرها مشکلاتی دارد. برای خلاصی از این مشکلات و تحت تأثیر چندین مفهوم از جمله «توسعه پایدار» و «مدیریت مشارکتی» راه‌حل پلانگذاری استراتژیک شهری به‌وجود آمد. بانکِ دانش و تجربه «مدیریت شرکتی» در رونق این راه‌حل نیز کمک کرد.

دو. پلانگذاری استراتژیک شهری در چارچوب پلان‌های کوتاه‌مدت و عملیاتی طرح و اجرا می‌شوند. چشم‌انداز (دورنما یا vision)‌ همیشه وجود دارد. راه‌حل پلانگذاری استراتژیک در مسیر همین دورنما طرح و انجام می‌شود. vision ایستا نیست، انعطاف‌پذیر و تغییرپذیر است.

سه. چگونه یک پلان استراتژیک شهری را طرح و دیزاین کنیم؟ جواب این سوال آنقدرها ساده نیست. ولی مرور یاد خواهید گرفت.

 •••

پلانگذاری استراتژیک شهری؛ از کجا تا اینجا

ماستر پلان (طرحی درازمدت و ثابت برای شهرها و مدیریت بوروکراتیک و تخنیکی) محبوبیت و مشروعیت خود را در عمل و تیوری به تدریج از دست داد.

این اتفاق تحت تأثیر مفاهم چون «جامعه مدنی»، «توسعه پایدار» و «مدیریت مشارکتی» شکل گرفت. اندک‌اندک، پلان‌های کوتاه‌مدت و عملیاتی برای حل مشکلات شهرها به وجود آمد.

با به حاشیه رفتنِ ماستر پلان، تدبیر و راه‌حل پلانگذرای استراتژیک در قالب پلان‌های کوتاه‌مدت و عملیاتی به وجود آمد.

علاوه بر ضعف ماستر پلان، پلانگذاری استراتژیک شهری از بانک دانش و تجربه «مدیریت شرکتی» نیز کمک گرفت.

شرکت‌های کلان در بخش به نام «مدیریت شرکتی» میزانِ موفقیت محصولات و خدمات و توسعه‌ی خود را از طریق فیدبک و رفتار مشتریان و مشارکت مردم اندازه‌گیری،تعدیل، و بهبود می‌دهند.

طی دهه‌ی ۷۰ الی ۸۰ میلادی، مدیریت شهری تحت تاثیر طرزفکر مدیریت شرکتی به منظور استفاده از مشارکت شهروندان راه‌حل مشارکتی را برای اداره شهرها انتخاب کردند. این دیدگاه می‌گوید که بدون بهره‌مند شدن از مدیریت مشارکتی تطبیق پلان‌های شهری در شهرها ممکن نیست.

اینطور شد که مدیریت استراترژیک از مدیریت شرکتی پا به عرصه مدیریت شهری (عمومی) نهاد. یکی از پلان‌های موفق در این باره پلان انکشاف استراتژیک شهر سیدنی در استرالیا است؛ که در آن، مشارکت وسیع مردم در زمان تهیه پلان جلب شده است.

در دهه‌های اخیر که پلانگذاری و مدیریت شهری با تحولاتی که به خود جذب کرده، دیگر محدود به شناخت و کنترل عناصر سیستم‌های شهری نمی‌باشد. بلکه بیشتر با مجموعه ارتباطات رفتاری و پروسه‌های درگیر است که از طریق آن، تعداد بی‌شماری از فعالیت‌های ساکنین با یکدیگر و نیز، با حکومت شهر تعامل پیدا می‌کند.

💡 تدبیر پلانگذاری یک‌بُعدی بالا به پایین (ماسترپلان شهری) جای خود را به الگوی بسیار پیچیده و ظریفی از فکر و عمل داده است که همگی در قالب مفهوم حکومتداری خوب جمع شده است.

در این شیوه تصمیمات بزرگ و کوچک با اشتراک میان زی‌نفعان شهری گرفته می‌شوند. حکومتداری خوب یکی از وسایل بسیار مهم و پرقدرت برای ساختن شهرهای سالم‌تر، امن‌تر و در تنوع‌پذیر برای زندگی به شمار می‌آید.

پلانگذاری شهری و علوم تجربی

برای درک بهتر پلانگذاری در عرصه عامه باید توجه داشته باشیم که این نوع مسائل نه مانند مسائل علوم طبیعی است و مانند مسائل سازمان‌نیافته و بی‌نظم. پلانگذاری شهری مسایل سازمان‌یافته‌ی‌اند که از پیچیدگی بسیار برخوردار می‌باشند.

مشکلی اساسی که متوجه پلانگذاری شهری است، طرزفکر حاکم و اقدامات تطبیقیِ است که اساس آن‌ها را علوم طبیعی و رشته‌ی مهندسی می‌سازد. در این طرزفکر پلانگذاری شهری را مسئله‌ی بسیار پیش‌پاافتاده و ساده فکر می‌کنند که می‌توان بدون تحقیق جامع و وسیع یا براساس الگوی کپی‌شده از جای دیگر طرح،‌ دیزاین و تطبیق نمود.

برای درکِ صحیح پلانگذاری در عرصه عمومی، طرح و دیزاین پلان‌های انکشاف شهری و تطبیق و نظارت از آن‌ها، فهمیدن درستِ سیستم‌های پیچیده ضروری است.

نکته قابل توجه و مهمی را که همیشه باید به یاد داشت،‌ این است که مسائل پلانگذاری در عرصه عمومی دارای راه‌حل‌های روشن و دقیق نیستند؛ و این مشکلات به دلیل پیچیدگی ساختار اجتماعی و رفتار پیش‌بینی‌ناپذیرِ آدم‌ها به جود می‌آیند. مسائل پلانگذرای شهری، به هیج وجه به شکل کامل و برای همیشه حل نمی‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *